محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

213

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

فايض الجود آن شاهزاده عاقبت محمود ، اهالى هر بلاد و ديار ، در مهد امن و امان بوده بخوشحالى فراوان روزگار فراغت آثار ميگذرانيد ، كه ناگاه صورت حادثه‌اى روى نمود و قضيهء موحشه‌اى سانح شد كه نقش فراغت و آسايش از صفحهء زمان محو گرديد ، و دست قضا بساط راحت ، از ساحت روى زمين ، در نورديد . نظم چنان صورت محنتى رو نمود * كه خوناب از چشم عالم گشود چنان چشم زخمى به دوران رسيد * كه دامان خورشيد در خون كشيد بكشتند شمعى كه از نور آن * جهان بود روشن ، كران تا كران نهالى بكندند زين بوستان * كه در سايه‌اش بود خلق جهان گلى برد باد مخالف ز باغ * كه آفاق را بود چشم و چراغ تبيين اين مقال و تفصيل اين جمال آنكه چون شاهزاده عديم المثال پرتو آفتاب التفات بر ساحت احوال سعادت مآل عليقليخان مشهور به بيك اغلى انداخته او را بمزيد لطف و احسان منظور نظر اكسير اثر گردانيد و از جميع خانان و سلطانان او را بمراتب شأن و اعتبار ممتاز ساخته ، سرافتخار و اقتدارش به اعلى مرتبهء تقرب برافراخته بشرف اختصاص اخوتش رسانيد ، و زبان خجسته بيانش او را به خان قرداش برافراخته به اين اختصاص رتبه‌اش از مجموع خواص بگذرانيد و به وفور مراسم الطاف و اعطاف و صدور لوازم اخلاق و اشفاق كه نسبت بخان بلند مكان وقوع مىپذيرفت محسود جميع امراى عظام و اركان دولت فلك مقام گشته نايرهء رشك و غيرت ، در ضمير [ 118 ] ارباب حميت مشتعل گرديد . خصوصا جناب اسمعيل قليخان ، كه از فرط استعلاء و كمال استيلا در تمام عمر مرتبهء احدى فوق منزلت عاليهء خود تصور نكرده و قرار اين به خود نداده كه تا انقراض سلسله عالم و انقطاع رشتهء انتظام بنى آدم ، بناى شوكت و رفعت و اساس جاه و حشمت